معانی کلمه : اوزان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. = وزن
۲. (موسیقی ) [قدیمی] نوعی ساز زهی که بر روی کاسۀ بزرگ آن پوست کشیده می شد.
۲. (موسیقی ) [قدیمی] نوعی ساز زهی که بر روی کاسۀ بزرگ آن پوست کشیده می شد.
فرهنگ معین
(اَ یا اُ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ وزن ، سنگینی ها.
فرهنگ فارسی
جمع وزن
جمع وزن : ۱ - سنگینیها وزنها . یا اوزان و مقیاسها و مقادیر . سنگ و اندازه و نرخ ۲ - بناها . ۳ - سازی است از ذوات الاوتار که کاسه و سطح آن کشیده و بلند است .
جمع وزن : ۱ - سنگینیها وزنها . یا اوزان و مقیاسها و مقادیر . سنگ و اندازه و نرخ ۲ - بناها . ۳ - سازی است از ذوات الاوتار که کاسه و سطح آن کشیده و بلند است .
دانشنامه عمومی
اوزان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان منجوان غربی بخش خداآفرین شهرستان کلیبر واقع شده است.
wiki: اوزان
فرهنگ اسم ها
اسم: اوزان (پسر) (ترکی) (هنری) (تلفظ: ozan) (فارسی: اوزان) (انگلیسی: ozan)
معنی: نوازنده
معنی: نوازنده
