معانی کلمه : اورمزد
لغت نامه دهخدا
اورمزد. [ م ُ ] (اِخ ) نام اخنوخ مشهور به ادریس نبی که به هرمس معروف است . (انجمن آرا) (آنندراج ).
فرهنگ عمید
۱. = اهورامزدا
۲. (نجوم ) سیارۀ مشتری.
۳. نام فرشته ای.
۴. روز اول از هر ماه خورشیدی: شب اورمزد آمد از ماه دی / ز گفتن برآسای و بردار می (فردوسی: ۶/۲۶۰ ).
۲. (نجوم ) سیارۀ مشتری.
۳. نام فرشته ای.
۴. روز اول از هر ماه خورشیدی: شب اورمزد آمد از ماه دی / ز گفتن برآسای و بردار می (فردوسی: ۶/۲۶۰ ).
فرهنگ معین
(مَ یا مُ ) (اِ. ) ۱ - اهورامزدا، خدای بزرگ . ۲ - سیارة مشتری . ۳ - نام اولین روز از هر ماه خورشیدی .
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
اسم: اورمزد (پسر) (فارسی) (تلفظ: ormazd) (فارسی: اورمزد) (انگلیسی: ormazd)
معنی: هرمز، از نامهای خداوند در آیین زرتشت، نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام ستاره مشتری، نام یکی از پادشاهان ساسانی
معنی: هرمز، از نامهای خداوند در آیین زرتشت، نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام ستاره مشتری، نام یکی از پادشاهان ساسانی
