Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اورتی

تلفظ بین المللی : /ovˈerti/ تلفظ :‌ [ov'eRti]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • آورتی
  • بوکرام اورتیز عبدالله
  • اسماعیل اورتیز
  • الکتریک اورتیم
  • انا اورتیز
  • انخل اورتیز
  • اورتیجی
  • اورتیس دیلی
  • اورتیلوش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

( آورتی ) آورتی. [ وُ ] ( از یونانی ، اِ ) آئورت. آوُرطی. ام الشرائین. اُرطی. دبر. شریانی که از بطن اَیْسَر قلب بوسیله شریانهای دیگر، خون سرخ بهمه اعضاء رساند. و آن بر دو قسمت است آورتی بطنی و آورتی صدری ، و آورتی صدری را وتین گویند.

فرهنگ فارسی

( آورتی ) ( اسم ) سرخ رگی که در انسان از بطن چپ قلب خارج شود و آن تن. اصلی و عمومی سرخرگهای دیگر بدنست و بدو قسمت سینه یی و شکمی تقسیم گردد و خون روشن ( اکسیژن دار ) در آن جاریاست بزرگ سرخ رگ بدن ام الشرائین آورت آورطی ارطی . فرهنگستان این کلمه را در برابر انتخاب کرده است .

گویش مازنی

۱در مقام نفرین ۲مایه ی عبرت ۳بی حساب و کتاب ۴زشت

/evreti/ در مقام نفرین - مایه ی عبرت ۳بی حساب و کتاب ۴زشت

کلمات مرتبط

  • آورتی
  • بوکرام اورتیز عبدالله
  • اسماعیل اورتیز
  • الکتریک اورتیم
  • انا اورتیز
  • انخل اورتیز
  • اورتیجی
  • اورتیس دیلی
  • اورتیلوش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات