معانی کلمه : اور
لغت نامه دهخدا
اور. [ اَ وَ ] (اِ) فحش و سخن زشت . (ناظم الاطباء). کلام زشت و فحش . (آنندراج ).
اور. [ اُ ] (ع اِ) ج ِ اُوار، به معنی گرمی آفتاب و آتش . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
اور. [ اُ وَ ] (ع اِ) ج ِ وُؤره . (منتهی الارب ). || ج ِ اِرَه . (ناظم الاطباء). رجوع به وؤره شود.
فرهنگ عمید
نازوکرشمۀ نامطلوب: اورواطوار.
( آور ) ۱. = آوردن
۲. آورنده، دارنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): بارآور، سودآور، شرم آور، ننگ آور.
۱. یقین، ایمان، اعتقاد، باور.
۲. (قید ) راست، درست، به قطع و یقین: زمانِ گذشته ست کاندر گذشت او / ازیرا کش اندر نیابد کس آور (عنصری: ۴۴ ).
نازوکرشمۀ نامطلوب: اورواطوار.
۲. آورنده، دارنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): بارآور، سودآور، شرم آور، ننگ آور.
۱. یقین، ایمان، اعتقاد، باور.
۲. (قید ) راست، درست، به قطع و یقین: زمانِ گذشته ست کاندر گذشت او / ازیرا کش اندر نیابد کس آور (عنصری: ۴۴ ).
نازوکرشمۀ نامطلوب: اورواطوار.
فرهنگ معین
( آور ) (و َ ) ۱ - ( اِ. )یقین . ۲ - (ق . ) براستی ،بی گمان .
فرهنگ فارسی
( آور ) یقینا قطعا براستی .
شهری قدیمی در بین النهرین پایتخت سومر که حدود ۲۵٠٠ ق . م . دارای اهمیت بود . او در موطن ابراهیم خلیل بود . کاوشهای مهم باستان شناسان در آنجا موجب کشف مقابر امرای سومری شده است .
یقین، به تحقیق، براستی، بی شک، راست و درست، آوری: صاحب یقین، باایمان، معتقد، گرویده
یا در تورات اور کلدانیان شهر و ناحیه قدیم سومر جنوب بابل .
شهری قدیمی در بین النهرین پایتخت سومر که حدود ۲۵٠٠ ق . م . دارای اهمیت بود . او در موطن ابراهیم خلیل بود . کاوشهای مهم باستان شناسان در آنجا موجب کشف مقابر امرای سومری شده است .
یقین، به تحقیق، براستی، بی شک، راست و درست، آوری: صاحب یقین، باایمان، معتقد، گرویده
یا در تورات اور کلدانیان شهر و ناحیه قدیم سومر جنوب بابل .
دانشنامه عمومی
(بختیاری) اِور(eor) اَبر.
(گنابادی) [owr]؛ به او، او را. || اورِ [owre]؛ به او نگاه کنید، ببینیدش (دعوت به نگاه کردن، همراه با تمسخر و تحقیر).
نقل قول
گویش مازنی
۱دره ۲جنبش موزون و حرکت رقص گونه با بالاتنه و کمر
از لغت های سومری است به معنی شهر و آبادی بزرگ ولی بصورت پسوندی ...
واژه نامه بختیاریکا
( اَور ) ابر
( اُوَر ) انور؛ از اسامی مردانه قدیمی
عشوه؛ ادا؛ اطوار
( اَوُر ) وسیله و ابزار
( اُوَر ) انور؛ از اسامی مردانه قدیمی
عشوه؛ ادا؛ اطوار
( اَوُر ) وسیله و ابزار
