Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اور

تلفظ بین المللی : /ˈuːr/ تلفظ :‌ ['u:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا
  • آور
  • اُور
  • اور بابی
  • اور دپارتمان
  • اور سلسله پادشاهی
  • اور شهر
  • اور بمان
  • اور زین
  • اور چال
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

اور. [ اَ وَ ] (اِ) فحش و سخن زشت . (ناظم الاطباء). کلام زشت و فحش . (آنندراج ).

اور. [ اُ ] (ع اِ) ج ِ اُوار، به معنی گرمی آفتاب و آتش . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

اور. [ اُ وَ ] (ع اِ) ج ِ وُؤره . (منتهی الارب ). || ج ِ اِرَه . (ناظم الاطباء). رجوع به وؤره شود.

ا...

فرهنگ عمید

نازوکرشمۀ نامطلوب: اورواطوار.

( آور ) ۱. = آوردن
۲. آورنده، دارنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): بارآور، سودآور، شرم آور، ننگ آور.
۱. یقین، ایمان، اعتقاد، باور.
۲. (قید ) راست، درست، به قطع و یقین: زمانِ گذشته ست کاندر گذشت او / ازیرا کش اندر نیابد کس آور (عنصری: ۴۴ ).
نازوکرشمۀ نامطلوب: اورواطوار.

فرهنگ معین

( آور ) (و َ ) ۱ - ( اِ. )یقین . ۲ - (ق . ) براستی ،بی گمان .

فرهنگ فارسی

( آور ) یقینا قطعا براستی .
شهری قدیمی در بین النهرین پایتخت سومر که حدود ۲۵٠٠ ق . م . دارای اهمیت بود . او در موطن ابراهیم خلیل بود . کاوشهای مهم باستان شناسان در آنجا موجب کشف مقابر امرای سومری شده است .
یقین، به تحقیق، براستی، بی شک، راست و درست، آوری: صاحب یقین، باایمان، معتقد، گرویده
یا در تورات اور کلدانیان شهر و ناحیه قدیم سومر جنوب بابل .

دانشنامه عمومی

(بختیاری) اِور(eor) اَبر.

(گنابادی) [owr]؛ به او، او را. || اورِ [owre]؛ به او نگاه کنید، ببینیدش (دعوت به نگاه کردن، همراه با تمسخر و تحقیر).

آور. آوورد (به فرانسوی: Avord) یک کمون در فرانسه است که در Canton of Bauthorgy واقع شده است.فهرست شهرهای فرانسه۱ داده های فرانسه رودخانه و دریاچه و یخچال ها را در نظر نگرفته است > ۱ km² (۰٫۳۸۶ مایل مربع یا ۲۴۷ هکتار)آوورد ۲۷٫۹۸ کیلومترمربع مسا...

نقل قول

اور شهری در جنوب میان رودان نزدیک مصب دو رود دجله و فرات بود.• «اور مقدس، مهد سلطنت، شهر ناب، برای شما جو، روغن کنجد، لباس های گرانبها و نفیس در کشتی های بزرگ به ارمغان می آورد.» -> از متنی ادبی در اوایل هزاره دوم ق.مwikiquote: اور...

گویش مازنی

۱دره ۲جنبش موزون و حرکت رقص گونه با بالاتنه و کمر

از لغت های سومری است به معنی شهر و آبادی بزرگ ولی بصورت پسوندی ...

/oor/ از لغت های سومری است به معنی شهر و آبادی بزرگ ولی بصورت پسوندی در بسیاری اسامی خاص زبان تبری وجود دارد که در تمامی آن ها مفهوم آبادی، زیستگاه و شهر را دارد & دره - جنبش موزون و حرکت رقص گونه با بالاتنه و کمر/o var/ کنار آب - مستراح...

واژه نامه بختیاریکا

( اَور ) ابر
( اُوَر ) انور؛ از اسامی مردانه قدیمی
عشوه؛ ادا؛ اطوار
( اَوُر ) وسیله و ابزار

کلمات مرتبط

  • آور
  • اُور
  • اور بابی
  • اور دپارتمان
  • اور سلسله پادشاهی
  • اور شهر
  • اور بمان
  • اور زین
  • اور چال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات