Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اوحال

تلفظ بین المللی : /ˈuːhɑl/ تلفظ :‌ ['u:hAl]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ذات اوشال
  • ذات اوعال
  • التدوین فی احوال جبال شروین
  • التصفیه فی احوال المتصوفه
  • امار و ثبت احوال
  • سجل احوال
  • اوحدالدین بلیانی عبدالله
  • اوحدالدین کرمانی حامد
  • اودالیگ سیربال
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اوحال. [ اَ ]( ع اِ ) ج ِ وَحَل. ( منتهی الارب ). رجوع به وحل شود.

فرهنگ عمید

وحل#NAME?

= وحل

فرهنگ معین

( اُ ) [ ع . ] (اِ. ) ج وَحَل ، گل چسبنده و رقیق که پا در آن گیر کند و بماند.

فرهنگ فارسی

جمع وحل

کلمات مرتبط

  • ذات اوشال
  • ذات اوعال
  • التدوین فی احوال جبال شروین
  • التصفیه فی احوال المتصوفه
  • امار و ثبت احوال
  • سجل احوال
  • اوحدالدین بلیانی عبدالله
  • اوحدالدین کرمانی حامد
  • اودالیگ سیربال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات