معانی کلمه : اوانی
لغت نامه دهخدا
اوانی . [ اَ نی ی ](ص نسبی ) منسوب است به اوانا که قریه ای است در ده فرسنگی بغداد. (الانساب سمعانی ). رجوع به اوانا شود.
فرهنگ عمید
انا#NAME?
= انا
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ آنیه ، ججِ اناء، آوندها، آبخورها.
فرهنگ فارسی
ظرفها، آوندها
( اسم ) جمع : آنیه جمع الجمع : انائ آوندها آبخورها آبدانها .
منسوب است به اوانا که قریه ایست در ده فرسنگی .
( اسم ) جمع : آنیه جمع الجمع : انائ آوندها آبخورها آبدانها .
منسوب است به اوانا که قریه ایست در ده فرسنگی .
دانشنامه عمومی
ظرف ها، آوندها.
