کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اواره-شدن | کلماتور
معانی کلمه : اواره شدن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːvˈɑreː ʃˈodan/
تلفظ :
['a:v'ARe: S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اشاره کردن و رد شدن برق زدن
آوار شدن
آوازه شدن
اوار شدن
اوازه شدن
اشاره شدن
اداره شدنی
شانه ارواره
شانه ارواره واران
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( آواره شدن )
( مصدر ) ۱ - دور شدن گم شدن . ۲ - از خانمان و وطن دور ماندن . یا آواره شدن از تخت و گاه . از سلطنت دور ماندن از تاج و تخت دور ماندن .
مترادف و متضاد
rove
(فعل)
گردش کردن، سرگردان شدن، پرسه زدن، راهزنی دریایی کردن، اواره شدن، ول گردیدن
کلمات مرتبط
اشاره کردن و رد شدن برق زدن
آوار شدن
آوازه شدن
اوار شدن
اوازه شدن
اشاره شدن
اداره شدنی
شانه ارواره
شانه ارواره واران
نظرات