معانی کلمه : اهک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
( آهک ) جسمی جامد و سفید و جذب کنندۀ رطوبت که از پختن سنگ آهک در کوره های مخصوص در حرارت ۱۰۰۰ درجۀ سانتی گراد به دست می آید. در کارهای ساختمانی، صابون پزی، قندسازی، دباغی و ساختن پتاس و سود به کار می رود، اکسیدکلسیم.
فرهنگ معین
( آهک ) (هَ )( اِ. ) ۱ - اکسید کلیسم ،جسمی است سفید، جذب کنندة رطوبت که از پخته شدن سنگ آهک به دست می آید. ۲ - نوره ، واجبی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
آهک
/ahak/ آهک
مترادف و متضاد
lime (اسم)
چسب، کشمشک، لیموترش، اهک، سنگ اهک، اهک زنی
