معانی کلمه : اهل ذمه
لغت نامه دهخدا
اهل ذمه. [ اَ ل ِ ذِم ْ م َ / م ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کافران مطیع پادشاه اسلام ، و گاهی عبارت از رعیت باشد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). کافری که در پناه اسلام باشد. ذمی. زنهاری. پناه آور. رجوع به البیان و التبیین ج 2 ص 35 و تاریخ تمدن جرجی زیدان ج 4 ص 101 و 121 و برای احکام فقهی آن رجوع به کتاب شرایع الاسلام شود.
دانشنامه آزاد فارسی
اهل ذمّه
رجوع شود به:اهل کتاب
رجوع شود به:اهل کتاب
wikijoo: اهل_ذمه
فرهنگ فارسی
کافران مطیع پادشاه اسلام
