اهریمنی. [ اَ م َ ] ( ص نسبی ) نسبت است به اهریمن. از اهریمن. شیطانی. منسوب به شیطان : جهان را همی داشت با ایمنی نهان گشت کردار اهریمنی.فردوسی.جهان شد پر از خوبی و ایمنی ز بد بسته شد دست اهریمنی.فردوسی.به پیمان نباشد بر او ایمنی بپوید همی راه اهریمنی.فردوسی.چون که نشویی بخرد روی جهل برنکشی از سرت اهریمنی.عنصری.- تیغ اهریمنی ؛ شمشیر بسیار بران : به دست چپش نامدار ارمنی ابا جوشن و تیغ اهریمنی.فردوسی...