کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اهتزام
تلفظ بین المللی :
/ˌehtezˈɑm/
تلفظ :
[,ehtez'Am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
اهتمام محمد
ایتزامنا
اهتزازی
در اهتزاز
در اهتزاز بودن
قابل اهتزاز
نوار یا پرچم در حال اهتزاز
اهتزاز نمودن
اهتزاز
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اهتزام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) رفتن اسب چنانکه شنیده شود آواز تک آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || شکافته و وا گردیدن ابر. || شنیده شدن آواز تک اسب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || گلو بریدن و شتابی کردن در آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گلو بریدن گوسپند. ( آنندراج ). گوسپند کشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || شتافتن.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مبادرت و سرعت کردن درچی...
کلمات مرتبط
اهتمام محمد
ایتزامنا
اهتزازی
در اهتزاز
در اهتزاز بودن
قابل اهتزاز
نوار یا پرچم در حال اهتزاز
اهتزاز نمودن
اهتزاز
نظرات