Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اهانت

تلفظ بین المللی : /ehˈɑnat/ تلفظ :‌ [eh'Anat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • اهانت آمیز
  • اهانت امیز
  • اهانت اور
  • اهانت وارد اوردن
  • اهانت کردن
  • اهانت کردن به
  • اهانت کننده
  • اهانت یا بی احترامی کردن
  • اهانت به دادگاه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

اهانت . [ اِ ن َ ] (ع مص ) اهانة. سبک داشتن کسی را. (صراح از غیاث اللغات ). خوار وذلیل گردانیدن . (ناظم الاطباء). حقیر و سبک داشتن کسی را و خواری کردن و با لفظ کشیدن و کردن مستعمل است . (آنندراج ). خوار کردن . حقیر داشتن . سبکداشت . حقیر شمردن . خوار داشتن . خوار گرفتن . توهین . تحقیر. استخفاف . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). و رجوع به اهانة شود. || (حامص ) حقارت . تحقیر. خواری . ذلت . (ناظم الاطباء)....

فرهنگ عمید

۱. خوار کردن، پست کردن.
۲. سبک داشتن، توهین کردن.
۳. [قدیمی] خواری، پستی.

فرهنگ معین

(اِ نَ ) [ ع . اهانة ] (مص م . ) توهین کردن ، تحقیر کردن .

فرهنگ فارسی

خوارکردن، سبک داشتن، سبک شمردن، پست کردن
۱ - (مصدر ) خوار کردن خوار داشتن سبک داشتن ذلیل گردانیدن تحقیر کردن . ۲ - ( اسم ) خواری تحقیر .

مترادف و متضاد

استخفاف، بی‌حرمتی، تحقیر، توهین، خوارداشت، وهن، هتک‌حرمت ≠ احترام

contumely (اسم)خفت، توهین، بی حرمتی، اهانتbaffle (اسم)پریشانی، اهانتimpertinence (اسم)خلی، نابهنگامی، جسارت، گستاخی، اهانت، خیره چشمی، بی ربطی، بی موقعیoffense (اسم)توهین، حمله، رنجش، دلخوری، تجاوز، یورش، اهانت، گناه، بزه، تقصیر، لغزش، هجوم، قانون شکنیinsolence (اسم)توهین، تکبر، غرور، جسارت، گستاخی، خود بینی، اهانت، بی احترامی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اهانت کاری اعم از قول، اشاره یا عمل که متضمن إسناد و إخبار نبوده و در حیثیت متضرر از این جرم، نوعی وهن وارد کند. در کتب قواعد فقهی تحت عنوان «قاعده حرمت اهانت محترمات» و به مناسبت، در باب های مختلف فقهی آمده است.اهانت (توهین، احتقار، تحقیر): یعنی خوار کردن، اهانت در اصطلاح، عبارت است از خوار و تحقیر کردن کسی یا چیزی با گفتار یا کردار.مذموم بودن اهانت بندگان خداشکی نیست که این صفت مذمومه...

فرهنگ فارسی ساره

خوارداشت، سب ککردن، خارساز


کلمات مرتبط

  • اهانت آمیز
  • اهانت امیز
  • اهانت اور
  • اهانت وارد اوردن
  • اهانت کردن
  • اهانت کردن به
  • اهانت کننده
  • اهانت یا بی احترامی کردن
  • اهانت به دادگاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات