معانی کلمه : اهاله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. فروریختن خاک.
۲. خاک ریختن بر روی میت از اطراف به طور دسته جمعی.
۲. خاک ریختن بر روی میت از اطراف به طور دسته جمعی.
فرهنگ فارسی
پیه . پیه گداخته یا زیت یا هر نان خورش از قسم روغن .
دانشنامه عمومی
اهاله: به معنی ( ریختن خاک ، خاک ریختن برچیزی مثل خاک ریختن دسته جمعی ازکناره های قبر بالای میت ) چنانچه درفرهنگ "عمید " نیز به همین معنی آمده است .
