معانی کلمه : انگوری
لغت نامه دهخدا
انگوری. [ اَ ] ( ص نسبی ) منسوب به شهر انگوریه ( آنکارا ) که امروز پایتخت ترکیه است و آنقره یا آنکارا نامیده می شود.
فرهنگ عمید
۱. تهیه شده از انگور: شراب انگوری.
۲. (اسم، صفت نسبی ) انگورفروش.
۳. (اسم، صفت نسبی ) صاحب باغ انگور.
۲. (اسم، صفت نسبی ) انگورفروش.
۳. (اسم، صفت نسبی ) صاحب باغ انگور.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب بشهر انگوریه ( آنکارا ) که امروز پایتخت ترکیه است و آنقره یا آنکارا نامیده میشود : شال انگوری ( شالی بوده که در این شهر بافته میشده ).
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
baccate (صفت)
تماما گوشتی، دارای میوه گوشتی، انگوری، توت مانند، دانه دار
vinaceous (صفت)
انگوری، قرمز، شرابی، بادهای، شرابی رنگ
