انگه . [ اِ گ َ ] (ترکی ، اِ) زنی که همراه عروس به خانه ٔ شوهر رود و او را به حجله ٔ عروسی برد. زن برادر. || دایه ٔ خاتون . (فرهنگ فارسی معین ).
انگه . [ ] (اِخ ) دهی از بخش طالقان شهرستان تهران است که 143 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه سار و محصول آنجا غلات و لوبیاست . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1)....
فرهنگ عمید
ینگه#NAME?
= ینگه
فرهنگ معین
(اِ گَ ) (اِ. ) ۱ - زنی که شب زفاف همراه عروس به خانة داماد می رود. ۲ - زن برادر. ۳ - دایة خاتون . ینگه و ینگا، هم گویند.
فرهنگ فارسی
( آنگه ) ۱ - آن زمان آن وقت آن هنگام . ۲ - پس از آن سپس بعد در آخر . ۳ - مع هذا مع ذالک . ۴ - بعلاوه از آن گذشته .( اسم ) ۱ - زنی که همراه عروس بخان. شوهر رود و او را بحجل. عروسی برد . ۲ - زن برادر. ۳ - دای. خاتون . دهی از بخش طالقان شهرستان تهران است . آب از چشمه سار . محصول : غلات لوبیا .
دانشنامه عمومی
انگه، روستایی از توابع بخش طالقان شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز ایران است.این روستا در دهستان پایین طالقان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۸۰ نفر (۴۰خانوار) بوده است.تات ها ساکنین روستای انگه هستند که به زبان تاتی سخن می گویند.wiki: انگه...