Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : انگ

تلفظ بین المللی : /ˈaːnɡ/ تلفظ :‌ ['a:ng]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • انگ سان سو چی
  • انگ به دنگ داشتن
  • انگ انداختن
  • انگ تونگ
  • انگ خواران
  • انگ ریتا
  • انگ زانده
  • انگ سن
  • انگ مو کیو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

انگ. [ اَ ] ( اِ ) ممر آب را گویند که کوزه گران از سفال سازند و بجهت مرور کردن آب بهم وصل کنند. ( برهان قاطع ). لوله ای که از سفال سازند و در آبراهه چندین عدد آن را بهم وصل کنند و درزهای آنها را با پیه دارو و آهک محکم بگیرند تا آب بزمین فرو نرود. ( ناظم الاطباء ). آنرا گنگ و منگ نیز گویند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). تنبوشه. ( فرهنگ فارسی معین ). || نشان و علامتی که بر روی عدلهای تجارتی نویسند. ( ن...

فرهنگ عمید

لولۀ سفالی که در آبراهه کار می‌گذارند؛ تنبوشه.

۱. زنبور.
۲. زنبور عسل.
۳. شیره؛ عصاره.

۱. نشانی و علامت یک بنگاه که بر روی محموله‌های تجاری نوشته می‌شود.
۲. [مجاز] تهمت.
۳. (قید) [عامیانه] مستقیم؛ درست: انگ آمد جلویِ من نشست.

لولۀ سفالی که در آبراهه کار می گذارند، تنبوشه.۱. زنبور.۲. زنبور عسل.۳. شیره، عصاره.۱. نشانی و علامت یک بنگاه که بر روی محموله های تجاری ...

فرهنگ معین

( ~.) زنبور، زنبور عسل .

( اَ ) (اِ.) نک تنبوشه .

( ~.) (اِ.) = انج . انغ : شیره ، عصاره .

( ~.) (اِ.) نشان و علامتی که بر روی عدلهای تجارتی نویسند.

( اَ ) (اِ. ) نک تنبوشه .
( ~. ) (اِ. ) نشان و علامتی که بر روی عدلهای تجارتی نویسند.
( ~. ) (اِ. ) = انج . انغ : شیره ، عصاره .
( ~. ) زنبور، زنبور عسل .

فرهنگ فارسی

زنبور

( اسم ) نشان و علامتی که بر روی عدلهای تجاری نویسند .

دانشنامه عمومی

اَنْگ؛ تهمت ، افتراء. || انگ زدن:ادعای واهی کردن بر علیه کسی ، زمینه سازی کردن و دسیسه برای بدنام کردن کسی

گویش مازنی

سهم – اندازه

/aneg/ سهم – اندازه

مترادف و متضاد

شیره، عصاره

برچسب، علامت، مارک، نشان

۱. برچسب، علامت، مارک، نشان
۲. شیره، عصاره
۳. زنبور

brand (اسم)جور، نشان، مارک، نوع، انگ، داغ، نیمسوز، جنس، رقم، لکه بدنامی، علامت داغ، اتش پارهhallmark (اسم)نشان، انگ...

واژه نامه بختیاریکا

( اِنگ ) عیب؛ بدی

کلمات مرتبط

  • انگ سان سو چی
  • انگ به دنگ داشتن
  • انگ انداختن
  • انگ تونگ
  • انگ خواران
  • انگ ریتا
  • انگ زانده
  • انگ سن
  • انگ مو کیو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات