معانی کلمه : انو
لغت نامه دهخدا
انو. [ اِن ْوْ ] ( ع اِ ) هنگام. ( مهذب الاسماء ). زمان. ( ناظم الاطباء ). || ساعتی از شب. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || قسمتی از زمان مانند یکساعت گویند: مضی انو من اللیل. ( ناظم الاطباء ). ج ، آناء. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ). || نیمه شب یا قریب به آن. ( از اقرب الموارد ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( آنو ) خدای متعال در اساطیر بابلی
هنگام . زمان . یا ساعتی از شب .
هنگام . زمان . یا ساعتی از شب .
دانشنامه عمومی
(غرب ایران؛ کرمانشاه و ایلام و ...) اَنو؛ پس. این کلمه از اوستا گرفته شده است؛ برای مثال، شخصی به شخص دیگر می گوید:«انو بابا و مامان کو؟» یعنی پس بابا و مامان کجا هستند؟
فرهنگ اسم ها
اسم: آنو (دختر) (فارسی، بابلی) (تلفظ: ano) (فارسی: آنو) (انگلیسی: ano)
معنی: نام خدای آسمان، در دین بابلی
معنی: نام خدای آسمان، در دین بابلی
