انهار. [ اِ ] (ع مص ) روز کردن و بروز درآمدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || در روز غارت نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || راندن آب و خون و جز آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). روان گشتن خون . (آنندراج ). روان کردن آب و آنچه بدان ماند. || فراخ کردن جوی را. (المصادر) (تاج المصادر بیهقی ). || فرودریدن بنا. (منتهی الارب ). || زخم فراخ زدن به نیزه . || به نیکویی رسیدن ....
فرهنگ عمید
نهر#NAME?
= نهر
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ نهر، جوی ها.
فرهنگ فارسی
جویها، جمع نهر ( اسم ) جمع نهر جویها نهرها. روز کردن و بروز در آمدن با در روز غارت نمودن ٠ یا به نیکویی رسیدن ٠ یا نا ایستادن خون رگ ٠ یا آهسته دویدن اسب .
فرهنگ اسم ها
اسم: انهار (دختر) (عربی) (طبیعت، مذهبی و قرآنی) (تلفظ: anhār) (فارسی: اَنهار) (انگلیسی: anhar) معنی: جوی های بزرگ و پرآب، ( جمع نَهر ) جوی ها، یا جوی های بزرگ و پرآب
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أَنْهَارٌ: نهرها-رودها ریشه کلمه: نهر (۱۱۳ بار)