انه . [ اَ ن ِه ْ ] (ع ص ) رجل انه ؛مرد حاسد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
انه . [ اِن ْ ن َ هو ] (ع حرف + ضمیر) (از: ان ، از حروف مشبهه + -ه َ، ضمیر مفرد مغایب مذکر) بدرستی که او. بتحقیق که او. (ناظم الاطباء).
آنقدر – زیاد
باز – دوباره
از اصوات تعجب
اشاره به نزدیک
مقداری – مقدار کم
۱از اصوات که برای ابراز تعجب استعمال شود ۲این است – اشاره ...
۱هم اندازه،در مقام قیاس گفته می شود ۲این مقدار – این اندازه ...