معانی کلمه : انقلابین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
1. دو نقطۀ انقلاب زمستانی و تابستانی بر روی دایرهالبروج که در بیشترین فاصلۀ زاویهای از استوای آسمان است 2. زمانی که خورشید به این نقاط در آسمان برسد
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{solstices} [نجوم] 1. دو نقطۀ انقلاب زمستانی و تابستانی بر روی دایره البروج که در بیشترین فاصلۀ زاویه ای از استوای آسمان است
2. زمانی که خورشید به این نقاط در آسمان برسد
