معانی کلمه : انقلاب الشعر
لغت نامه دهخدا
انقلاب الشعر. [ اِ ق ِبُش ْ ش َ ] ( ع اِ مرکب ) در تداول طب ، ناهموار و کج رستن موی مژه. صاحب ذخیره خوارزمشاهی در ذیل انقلاب الشعر آرد: موی مژه اگرچه فزونی نباشد لیکن آنچه باشد ناهموار رسته باشد و لختی بسوی دیده اندر کشد و بخلد و بدین سبب آب از چشم دویدن گیرد و دیده برنجد. و رجوع به انقلاب جفن شود.
فرهنگ فارسی
در تداول طب ناهموار و کج رستن موی مژه .
کلمات مرتبط
- انقلاب الاسلام بین الخواص و العوام
- انقلاب 1918 1919 المان
- انقلاب نقیب الاشراف
- انقلاب و ضد انقلاب در المان
- روزشمار سید روح الله خمینی از 1341 تا انقلاب 1357 ایران
- انقلاب اسلامی و ریشه های ان بر محور وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی
- زمینه سازان انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه روایات
- اتحاد انقلابی برای همبستگی بین المللی
- نیروهای گریلای خلق های انقلابی بین الملل
