معانی کلمه : انصراف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. برگشتن از تصمیم.
۲. بازگشتن.
۳. چشم پوشی.
۲. بازگشتن.
۳. چشم پوشی.
فرهنگ معین
(اِ ص ِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - بازگشتن ، مراجعت کردن . ۲ - باز ماندن . ۳ - از عقیدة خود برگشتن .
فرهنگ فارسی
بازگشتن، برگشتن، بازماندن
۱ - ( مصدر ) باز گشتن بر گشتن باز گردیدن مراجعت کردن . ۲ - باز ماندن . ۳ - دل بر گرفتن دل بر داشتن . ۴ - تغییر عقیده دادن . ۵ - ( اسم ) باز گشت واگشت . جمع : انصرافات .
۱ - ( مصدر ) باز گشتن بر گشتن باز گردیدن مراجعت کردن . ۲ - باز ماندن . ۳ - دل بر گرفتن دل بر داشتن . ۴ - تغییر عقیده دادن . ۵ - ( اسم ) باز گشت واگشت . جمع : انصرافات .
مترادف و متضاد
اعراض، پشیمانی، تغییرعقیده، عدول
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
برگشت، چش مپوش
