معانی کلمه : انشر و منشر
لغت نامه دهخدا
انشر و منشر. [ اَ ش َ رُ م َ ش َ ] ( اِ مرکب ، از اتباع ) در تداول عوام ، غوغا. آشوب. هیاهوی عظیم. جنگ وجدال خانگی سخت. جدال. نزاع.
- انشر و منشری بپا کردن . انشر و منشر راه انداختن. ( از یادداشتهای مؤلف ).
- انشر و منشری بپا کردن . انشر و منشر راه انداختن. ( از یادداشتهای مؤلف ).
فرهنگ فارسی
در تداول عوام غوغا آشوب هیاهوی عظیم جنگ و جدال خانگی سخت جدال .
کلمات مرتبط
- اسب اش و انار ا
- اسب آش و انار ا
- انجر و منجر
- قف و انظر
- حوزه انتخابیه رفسنجان و انار
- در باب تمایل گونه ها به ایجاد اقسام و اندر تداوم اقسام و گونه ها به وسیله روش های انتخاب طبیعی
- ولایت خودمختار انشی توجیا و میائو
- انار و زیتون
- حرفی از هزاران که اندر عبارت امد خاطرات حاج محمد تقی جورابچی وقایع تبریز و رشت 30 1324هـ ق
