معانی کلمه : انسولین
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) هورمونی که در بدن از سلول های لوزالمعده تراوش می شود و داخل خون می گردد و مواد قندی را در بدن تنظیم می کند.
۲. (پزشکی ) دارویی که برای بیماران مبتلا به دیابت تجویز می شود.
۲. (پزشکی ) دارویی که برای بیماران مبتلا به دیابت تجویز می شود.
فرهنگ معین
( اَ سُ ) [ انگ . ] (اِ. ) ماده ای است که در بدن تولید گردد و قند خون را منظم سازد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
ماده ایست که در بدن تولید گردد و قند خون را منظم سازد .
در اصطلاح شیمی و پزشکی ماده ایست که در بدن تولید گردد و قند خون را منظم سازد .
در اصطلاح شیمی و پزشکی ماده ایست که در بدن تولید گردد و قند خون را منظم سازد .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
insulin (اسم)
انسولین
