انسلاخ. [ اِ س ِ ] ( ع مص ) بیرون آمدن چیزی از چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بیرون آمدن از چیزی. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان القرآن جرجانی ): اتباع بی دیانت و صیانت ایشان که به انسلاخ شعار شریعت نزدیک بودند. ( جهانگشای جوینی ). || بگذشتن ماه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( تاج المصادر بیهقی ). گذشتن ماه. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( مجمل اللغة ). بگذشتن. ( ترجمان ...
فرهنگ عمید
۱. بیرون آمدن چیزی از چیزی، مثل بیرون آمدن مار از پوست. ۲. پوست انداختن. ۳. از تن درآوردن جامه، لخت شدن. ۴. [مجاز] به آخر رسیدن ماه. ۵. [مجاز] بیرون آمدن روز از شب.
فرهنگ معین
(اِ س ِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - پوست انداختن . ۲ - گذشتن (ماه )، سپری شدن . ۳ - سخت شدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - بیرون آمدن چیزی از چیزی (ماراز پوست روز از شب ) پوست انداختن. ۲ - جامه کندن لخت شدن. ۳ - گذشتن (ماه ) سپری شدن .