معانی کلمه : انسانیت
لغت نامه دهخدا
انسانیت. [ اِ نی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِ مص ) مردمی. آدمیت. ( یادداشت مؤلف ). || تربیت و اخلاق نیک که از مشخصات انسان است. ( فرهنگ فارسی معین ). مردمی و مروت و تمدن و تربیت و ملایمت و خوش خلقی و ادب. ( ناظم الاطباء ).
- بی انسانیت ؛ بی تربیت و بی ادب. ( ناظم الاطباء ).
- بی انسانیت ؛ بی تربیت و بی ادب. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
۱. انسان بودن.
۲. (اسم ) رفتار و کردار خوب مطابق اصول اخلاقی.
۲. (اسم ) رفتار و کردار خوب مطابق اصول اخلاقی.
فرهنگ معین
(اِ یَّ ) [ ع . ] (مص جع . ) ۱ - نوعدوستی ، انسان بودن . ۲ - اخلاق نیک .
فرهنگ فارسی
مردمی، خوی آدمی، تربیت وادب وعاطفه واخلاق نیکو
( مصدر ) ۱ - مردمی انسان بودن . ۲ - تربیت و اخلاق نیک که از مشخصات انسان است .
( مصدر ) ۱ - مردمی انسان بودن . ۲ - تربیت و اخلاق نیک که از مشخصات انسان است .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
آدمیت، بشریت، مردمی، مروت ≠ حیوانیت
civilization (اسم)
تمدن، مدنیت، فرهنگ، انسانیت
humanities (اسم)
انسانیت، علوم انسانی، عواطف بشری
