معانی کلمه : انس جو
لغت نامه دهخدا
انس جو. [ اُ ] ( نف مرکب ) آنکه خواهنده و جوینده انس و الفت است. خوگیر :
من وحشیم و تو انس جویی
آن نوع طلب که جنس اویی.
من وحشیم و تو انس جویی
آن نوع طلب که جنس اویی.
فرهنگ فارسی
آن که خواهنده و جوینده انس و الفت است . خوگیر .
