کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اندهمند
تلفظ بین المللی :
/andˈohmand/
تلفظ :
[and'ohmand]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
اندهمندی
اندوهمند
اندوهمندی
اندکاندک
بیرون اندازنده
بکار اندازنده
آهمند
اندازنده
انداینده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
اندهمند. [ اَ دُ م َ ] ( ص مرکب ) اندوهمند. غمگین. با اندوه : کارهای اندهمند افتاد تا از طعام بازایستادند. ( التفهیم ص 247 ).
فرهنگ عمید
اندوهمند#NAME?
= اندوهمند
کلمات مرتبط
اندهمندی
اندوهمند
اندوهمندی
اندکاندک
بیرون اندازنده
بکار اندازنده
آهمند
اندازنده
انداینده
نظرات