معانی کلمه : اندهان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. = اندوه: به حج شدی و من از اندهان هجرانت / به گرد خانهٴ تو گشته ام چو حاج دوان (مسعودسعد: ۵۳۲ ).
۲. (صفت ) غمگین.
۲. (صفت ) غمگین.
فرهنگ فارسی
اندوهان: جمع اندوه، اندوهها، به معنی غمگین هم گفته شده
جمع انده باشد چنان که جانور را جانوران و مردم را مردمان گویند و این جمع به خلاف قیاس است .
جمع انده باشد چنان که جانور را جانوران و مردم را مردمان گویند و این جمع به خلاف قیاس است .
