معانی کلمه : اندراج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
داخل شدن، وارد شدن، درآمدن، درآمدن در ضمن چیزی.
فرهنگ معین
(اِ دِ ) [ ع . ] (مص ل . ) داخل شدن ، وارد گشتن .
فرهنگ فارسی
داخل شدن، واردشدن، در آمدن، در آمدن درضمن چیزن
( مصدر ) ۱ - داخل شدن وارد گشتن اندر آمدن . ۲ - در ضمن چیزی در آمدن آموده شدن . ۳ - باخر رسیدن .
( مصدر ) ۱ - داخل شدن وارد گشتن اندر آمدن . ۲ - در ضمن چیزی در آمدن آموده شدن . ۳ - باخر رسیدن .
