Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ اندرآوردن

تلفظ بین المللی : /ˈaːndarˌɑvardˌan/ تلفظ :‌ ['a:ndaR,AvaRd,an]
لغت نامه دهخدا
  • ز پای اندراوردن
  • کوس اندرآوردن
  • کوس اندراوردن
  • تنگ اندرآوردن
  • تنگ اندراوردن
  • ز پای اندرآوردن
  • پای بزین اندرآوردن
  • اندر اوردن
  • اندراورد
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

اندرآوردن . [ اَدَ وَ / وُ دَ ] (مص مرکب ) از پا اندر آوردن ، از پادرآوردن . فروافکندن . کشتن . ازبین بردن : به ایوان او آتش اندرفکندز پای اندرآورد کاخ بلند. فردوسی .- از اسب یا از پیل یا از تخت اندرآوردن ؛ بزیر آوردن . فرود آوردن . پایین آوردن . مغلوب کردن : ز پیل اندرآورد و زد برزمین ببستندبازوی خاقان چین . فردوسی .گرفت آن ستمکاره ضحاک راز تخت اندر آورد ناپاک را. فردوسی .- بپا اندرآوردن ؛ بپا ...

کلمات مرتبط

  • ز پای اندراوردن
  • کوس اندرآوردن
  • کوس اندراوردن
  • تنگ اندرآوردن
  • تنگ اندراوردن
  • ز پای اندرآوردن
  • پای بزین اندرآوردن
  • اندر اوردن
  • اندراورد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات