Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اندر فکندن

تلفظ بین المللی : /ˈaːndar fekˈandan/ تلفظ :‌ ['a:ndaR fek'andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اندر افکندن
  • پی اندر افکندن
  • اندرفکندن
  • اندرافکندن
  • تن اندرافکندن
  • پی اندرافکندن
  • اندر
  • اندر دپارتمان
  • اندر رود
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اندرفکندن. [ اَ دَ ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب )افکندن. درافکندن. انداختن. درانداختن : تنگ شد عالم بر او از بهر گاوشور شور اندرفکند و کاو کاو.رودکی.به ایوان او آتش اندرفکندز پای اندر آورد کاخ بلند.فردوسی.از سرو روی وی اندرفکن آن تاج تلیدتا از او پیدا آید مه و خورشید پدید.منوچهری ( دیوان چ دبیرسیاقی ص 194 )....

فرهنگ فارسی

افکندن . انداختن

کلمات مرتبط

  • اندر افکندن
  • پی اندر افکندن
  • اندرفکندن
  • اندرافکندن
  • تن اندرافکندن
  • پی اندرافکندن
  • اندر
  • اندر دپارتمان
  • اندر رود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات