معانی کلمه : انحدار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. پایین آمدن، فرود آمدن، به نشیب فرود آمدن، فرودآمدگی.
۲. دفع شدن.
۲. دفع شدن.
فرهنگ معین
(اِ حِ ) [ ع . ] (مص ل . ) پایین آمدن ، فرو شدن .
فرهنگ فارسی
پایان آمدن، فرود آمدن، به نشیب فرود آمدن ، فرود آمدگی
۱- ( مصدر ) پایین آمدن فرو شدن فرود آمدن بنشیب آمدن . ۲ - ( اسم ) فرود آمدگی.
۱- ( مصدر ) پایین آمدن فرو شدن فرود آمدن بنشیب آمدن . ۲ - ( اسم ) فرود آمدگی.
