معانی کلمه : انجیرک
لغت نامه دهخدا
کلاغک بیابیا انجیرکم پخته شده
پیرزنکه نتونم بیام انجیرکم سخته شده .
فرهنگ عمید
گیاهی از تیرۀ آلاله، که سرشاخه های سمّی آن خاصیت دارویی دارد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) علف بواسیر
ده از بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان ٠ آب از چشمه ٠ محصول : غلات و لبنیات ٠
ده از بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان ٠ آب از چشمه ٠ محصول : غلات و لبنیات ٠
