انجمن .[ اَ ج ُ م َ ] (اِخ ) دهی است از بخش ماه نشان زنجان با 243 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ قلعه چای و محصول آن غلات و برنج است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
۱. دستهای از مردم که برای رایزنی در مورد امری یا رسیدن به هدفی معین در جایی گرد آمده باشند؛ مجلس.
۲. جای گرد آمدن این عده.
۳. نهادی که از جمع شدن عدهای افراد با اهداف معین تشکیل میشود.
۴. گروه؛ فوج.
۵. [قدیمی] مجلس عزاداری.
〈 انجمن شدن: (مصدر لازم) [قدیمی] گرد آمدن؛ جمع شدن در یک جا.
باشگاه، جماعت، جمعیت، حلقه، دایره، کانون، کمیته، کمیسیون، گروه، مجتمع، مجلس، مجمع، محفل، معشر، ملاء، ندوه، نشست
هم بود