معانی کلمه : انجم افشردن
لغت نامه دهخدا
انجم افشردن. [ اَ ج ُ اَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) استوار و محکم کردن. ( آنندراج ). نیک محکم کردن و مضبوط ساختن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترکیبات انجم شود.
فرهنگ فارسی
استوار و محکم کردن نیک محکم کردن و مضبوط ساختن ٠
