معانی کلمه : انتیمون
لغت نامه دهخدا
انتیمون. [ اَ] ( فرانسوی ، اِ ) انتیموان. رجوع به انتیموان شود.
- انتیمون مقیی ؛ عبارتست از طرطرات پتاس و انتیمون. ( ناظم الاطباء ).
- انتیمون مقیی ؛ عبارتست از طرطرات پتاس و انتیمون. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
آنتیموان#NAME?
= آنتیموان
فرهنگ فارسی
انتیمون: فلزی سفیدودرخشنده متمایل برنگ آبی، کاربرد آن درطب وداروسازی وساخت حروف چاپخانه است
( اسم ) فلزیست سفید و درخشان متمایل برنگ آبی . وزن مخصوص آن تقریبا ۶/۸ و در حدود ۶۳٠ درجه ذوب میشود .
انتیموان
( اسم ) فلزیست سفید و درخشان متمایل برنگ آبی . وزن مخصوص آن تقریبا ۶/۸ و در حدود ۶۳٠ درجه ذوب میشود .
انتیموان
مترادف و متضاد
antimony (اسم)
سنگ سرمه، انتیمون، توتیای معدنی
