انتکاث. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) برگشتن از حاجت خود بسوی دیگر. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). برگشتن از حاجت خود. ( ازناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). انصراف از حاجتی بسوی حاجت دیگر، و عبارت اساس چنین است : و طلب فلان حاجةً ثم انتکث َ لاخری اذا انصرف عنها لحاجة اخری. ( ازاقرب الموارد ). || گسسته شدن رسن و پیمان. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). گسسته شدن ریسمان و پیمان. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ ...
فرهنگ عمید
۱. گسسته شدن. ۲. برگشتن از حاجت خود به سوی دیگر.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - برگشتن از حاجت خود به سوی دیگر. ۲ - شکافتن . ۳ - شکستن عهد، پاره شدن ریسمان .