معانی کلمه : انتن
لغت نامه دهخدا
انتن . [ اَ ت ُن ْ ن َ ] (ع ضمیر) جمع مؤنث ضمیر مخاطب ، یعنی شما جماعت زنان . شما زنان .
انتن . [ اَ ت َ ن َ ] (ع فعل تعجب ) ما انتنه ؛چه بدبوی است آن . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
( آنتن ) ۱. صفحۀ بزرگ فلزی که امواج رادیویی یا تلویزیونی را از مرکز فرستنده به اطراف منتشر می کند.
۲. وسیله ای به شکل میله یا صفحۀ فلزی که امواج رادیویی یا تلویزیونی منتشر شده از دستگاه فرستنده را دریافت می کند.
۲. وسیله ای به شکل میله یا صفحۀ فلزی که امواج رادیویی یا تلویزیونی منتشر شده از دستگاه فرستنده را دریافت می کند.
فرهنگ معین
( آنتن ) (تِ ) [ فر. ] ( اِ. )دستگاهی برای پخش یا دریافت امواج الکترومغناطیسی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( آنتن ) ( اسم ) ۱ - برجهای آهنی که برای تقویت دستگاههای فرستند. امواج بی سیم بکار میرود . ۲ - میل. آهنی یا رشته های سیم که برای تقویت دستگاه های گیرنده ( رادیو تلوزیون و غیره ) مورد استفاده قرار میگیرد سرون
جمع مونث ضمیر مخاطب یعنی شما جماعت زنان ٠ شما زنان ٠
جمع مونث ضمیر مخاطب یعنی شما جماعت زنان ٠ شما زنان ٠
دانشنامه عمومی
اصطلاحات
( آنتن ) معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> آنتن
آدم فروش، خبر چین
آدم فروش، خبر چین
مترادف و متضاد
antenna (اسم)
انتن، شاخک، موج گیر
فرهنگستان زبان و ادب
آنتن
{antenna, aerial} [مهندسی مخابرات] افزاره ای برای دریافت یا ارسال امواج رادیویی ازطریق تبدیل نشانک/ سیگنال الکترومغناطیسی به الکتریکی و برعکس
{antenna, aerial} [مهندسی مخابرات] افزاره ای برای دریافت یا ارسال امواج رادیویی ازطریق تبدیل نشانک/ سیگنال الکترومغناطیسی به الکتریکی و برعکس
