کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انتعاش-کردن | کلماتور
معانی کلمه : انتعاش کردن
تلفظ بین المللی :
/ˌenteʔˈɑʃ kˈardan/
تلفظ :
[,ente?'AS k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
انتعاش
انتعاش پذیرفتن
انتعاش گرفتن
انتعاش یافتن
اسباب ارتعاش
باعث ارتعاش
ارتعاش داشتن
ارتعاش سنج
ارتعاش کننده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
انتعاش کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عیش کردن. خوشی کردن :
می پرست من می و پیمانه نگذارد ز دست
انتعاشی هر دم از روی دل ما میکند.
اسیر ( از بهار عجم ).
بخواب نیست خیالی میسرم که شبی
خیال خواب کنم شاید انتعاش کنم.
اسیر ( از بهار عجم ).
فرهنگ فارسی
عیش کردن خوشی کردن
کلمات مرتبط
انتعاش
انتعاش پذیرفتن
انتعاش گرفتن
انتعاش یافتن
اسباب ارتعاش
باعث ارتعاش
ارتعاش داشتن
ارتعاش سنج
ارتعاش کننده
نظرات