کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : انتساخ
تلفظ بین المللی :
/ˌentesˈɑx/
تلفظ :
[,entes'Ax]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
قاعدۀ انتساب
نصرت انتساب
انتفاخ
انفساخ
انتساب
انتساق
انتسال
نظریۀ انتساب پایگاه
اتساخ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
انتساخ. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) نوشتن و نسخه گرفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نسخه گرفتن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ). نسخت گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). نسخه برداشتن. نوشتن از روی متنی. ( فرهنگ فارسی معین ). نقل کردن از کتابی حرف بحرف.( از اقرب الموارد ). || زایل گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). یقال انتسخت الشمس الضل ؛ ای ازالته. ( منتهی الارب ) ( ن...
فرهنگ عمید
نسخه برداشتن، نسخه گرفتن، نوشتن از روی چیزی، نسخه برداری.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . ) نسخه برداشتن از روی نوشته ای .
کلمات مرتبط
قاعدۀ انتساب
نصرت انتساب
انتفاخ
انفساخ
انتساب
انتساق
انتسال
نظریۀ انتساب پایگاه
اتساخ
نظرات