معانی کلمه : انتر
لغت نامه دهخدا
انتر. [ اَ ت َ ] ( اِ ) عنتر. رجوع به عنتر شود.
فرهنگ عمید
میمون کوچک دم دار که کفل هایش بی مو و سرخ رنگ است.
فرهنگ فارسی
میمون کوچک دمدارباکفل های بی مووسرخ رنگ که انتربازهااوراجهت کارهای خنده دارتربیت میکنند
عنتر
عنتر
واژه نامه بختیاریکا
( اَنتَر ) از گونه های ناسزا به معنی زشت؛ میمون شکل
