Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : انتبار

تلفظ بین المللی : /ˈaːntbɑr/ تلفظ :‌ ['a:ntbAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رد اعتبار
  • رسید انبار
  • انبار
  • انبار شاهی
  • انبار علوفه
  • انبار مزرعه
  • انبارالوم
  • انبارش گرما
  • انباره
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

انتبار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) آبله کردن دست و آماسیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). آبله زدن دست ، عمر گفت : «ایاکم و التخلل بالقصب فان الفم ینتبر منه ». ( از اقرب الموارد ). || بر منبر شدن خطیب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بر بالای منبر رفتن خطیب و واعظ. || تورم زخم و بلند شدن جای آن. ( از اقرب الموارد ) . || بازماندن از کار: انتبر عن الامر؛ بازماند از آن. ( منتهی...

فرهنگ فارسی

آبله کردن دست و آماسیدن بر بالای منبر رفتن خطیب و واعظ ٠ یا تورم زخم و بلندی شدن جای آن ٠

کلمات مرتبط

  • رد اعتبار
  • رسید انبار
  • انبار
  • انبار شاهی
  • انبار علوفه
  • انبار مزرعه
  • انبارالوم
  • انبارش گرما
  • انباره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات