Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : انبوی

تلفظ بین المللی : /ˈaːnbuːjˌe/ تلفظ :‌ ['a:nbu:j,e]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • شب انبوی
  • دست انبوی
  • دست انبویه
  • انبوینده
  • انبوییدن
  • انبویی
  • ذخیره سازی انبوه
  • ردۀ انبوهشی
  • رفتار انبوهه
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

انبوی. [ اَم ْ بوی ْ ] ( اِ ) به معنی بوی کردن باشد. ( برهان قاطع ). بو کردن. ( انجمن آرا ). انبوییدن. ( ناظم الاطباء ). || ( ص ) چیزی را گویند که ببوی آمده و گندیده باشد. ( برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ). بوی گرفته بود. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 520 ). بوی ناک چیزی باشد. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). بوی گرفته. ( صحاح الفرس از یادداشت مؤلف ) ( فرهنگ اوبهی ). گندیده. ( انجمن آرا ). چیزی که بدبو ...

فرهنگ معین

( اَ ) ۱ - (ص فا. ) ۱ - بوی دهنده (خوب یا بد ). ۲ - چیزی که بدبو باشد.

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) در ترکیب بجای (انبوینده ) آید : دست انبوی زرد انبوی گل انبوی . ۲ - بوی دهنده (خوب یا بد ). ۳ - چیزی که بدبو باشد .

کلمات مرتبط

  • شب انبوی
  • دست انبوی
  • دست انبویه
  • انبوینده
  • انبوییدن
  • انبویی
  • ذخیره سازی انبوه
  • ردۀ انبوهشی
  • رفتار انبوهه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات