معانی کلمه : انبه
لغت نامه دهخدا
انبه . [ اَم ْ ب َه ْ ] (ع ن تف ) تنبیه کننده تر و خبردهنده تر. (غیاث اللغات ).
فرهنگ عمید
انبوه#NAME?
۱. درختی تناور با برگهای دراز و نوکتیز و گلهای خوشهای که بلندیش به ده متر میرسد و در هندوستان میروید.
۲. میوۀ این درخت که بزرگ وگوشتی است و هستهای بزرگ دارد.
فرهنگ معین
(اَ نِ ) [ هند. ] (اِ. )درختی تناور، در جنگل - های هندوستان می روید میوه اش ابتداء ترش مز ه می باشد و بعد شیرین می شود و آن را خام می خورند و از آن مربا و ترشی هم درست می کنند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) یکجا جمع شده و بهم پیوسته. ۲ - بسیار متعدد کثیر. ۳ - پر مملو. ۴ - پر جمعیت . ۵ - ( اسم ) کثرت : انبوه جمعیت .
تنبیه کننده تر و خبر دهنده تر
تنبیه کننده تر و خبر دهنده تر
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
mango (اسم)
انبه، درخت انبه، میوهء انبه
