Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : انباغی

تلفظ بین المللی : /ˈaːnbˈɑq1i/ تلفظ :‌ ['a:nb'Aq1i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • انباری ابوالبرکات
  • انباری محمد بن قاسم
  • علف انبانی
  • علف انبانیان
  • علی انباری
  • عمر انباری
  • قاضی انباری
  • کپک انباری
  • خون انباری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

انباغی. [ اَم ْ ] ( ص نسبی ) منسوب به انباغ. اوگئی. ( یادداشت مؤلف ) :
زین قبه که خواهران انباغی
هستند درو چهار هم پهلو.
ناصرخسرو ( دیوان چ مینوی - محقق ص 379 ).
- برادر انباغی ؛ نابرادری. برادر پدری. برادر مادری.
- خواهر انباغی ؛ ناخواهری. خواهر پدری. خواهر مادری. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به انباغ : (زین قبه که خواهران انباغی هستند درو چهار هم پهلو . ) (ناصر خسرو ۳۷۹ )

کلمات مرتبط

  • انباری ابوالبرکات
  • انباری محمد بن قاسم
  • علف انبانی
  • علف انبانیان
  • علی انباری
  • عمر انباری
  • قاضی انباری
  • کپک انباری
  • خون انباری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات