معانی کلمه : انباردار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کسی که انبار به او سپرده شده و حساب کالاهایی که در انبار است در دست اوست.
فرهنگ فارسی
شخصی که مسئول نگهداری از انبار است
( اسم ) ۱- محافظ انبار نگهبان محل کالا و ارزاق. ۲ - جویای حقیقت و سالک طالب که دلش مخزن اسرار است .
مترادف و متضاد
storekeeper (اسم)
دکان دار، انبار دار
stock clerk (اسم)
انبار دار
فرهنگستان زبان و ادب
{warehouse keeper, warehouseman} [حمل ونقل دریایی، حمل ونقل ریلی] شخصی که مسئول نگهداری از انبار است
