معانی کلمه : انباء
لغت نامه دهخدا
انباء. [ اَم ْ ] (ع اِ) ج ِ نباء. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (دهار). خبرها. آگاهیها. داستانها. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به نباء شود . || ج ِ نبی ٔ.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به نبی ٔ شود.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م .)خبر دادن ، آگهی دادن .
( اَ ) [ ع . ] ( اِ.) جِ نباء؛ خبرها، آگاهی ها.
( اِ ) [ ع . ] (مص م . )خبر دادن ، آگهی دادن .
( اَ ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ نباء، خبرها، آگاهی ها.
( اَ ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ نباء، خبرها، آگاهی ها.
