معانی کلمه : امیربهادر
لغت نامه دهخدا
امیربهادر. [ اَ ب َ دُ ] ( اِخ ) امیربهادر جنگ. رئیس کشیک خانه مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه و از مخالفان مشروطه بود، چنانکه یکی از تقاضاهای مجلس اول از محمدعلی شاه برکناری امیربهادر از ریاست کشیک خانه و کارهای دولتی بود. رجوع به تاریخ مشروطه کسروی شود.
فرهنگ فارسی
یا امیر بهادر جنگ رئیس کشیک خانه مظفر الدین شاه و محمد علی شاه و از مخالفان مشروطه بود .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: amir bahādor) (عربی ـ ترکی) پادشاه شجاع و دلاور ، امیر دلیر ، سردار شجاع.
