معانی کلمه : امیر الحاج
لغت نامه دهخدا
امیرالحاج. [ اَ رُل ْ حاج ج ] ( ع اِ مرکب ) کسی که ریاست کاروان حجاج را بعهده میگیرد. رجوع به امیرالحج شود.
فرهنگ عمید
سرپرست قافلۀ حجاج که هر ساله از طرف دولت تعیین می شود.
فرهنگ فارسی
کسی که ریاست کاروان حجاج را بعهده میگیرد .
